أبو علي سينا
ديباچه 22
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
ستيهندگى كرد وشكستن وتباه ساختن گفتار آنان را گذاشت كه در دو دفتر پس از لام كه همان ميم ونون باشد درست بدان بپردازد . 2 - آلفاى كوچك a يا الألف الصغرى كه به پايان هم برده نشده ودربارهء آن گفت وگويها است . آن را ميان آلفاى بزرگ وبتا مىگذارند . در دفترهاى ديگر از ان ياد نشده است . أزين روى بسيارى از دانشمندان از روزگاران پيشين آن را از أرسطو ندانستند وبرخى از پاسيكلس رودسى Pasicles Rhodes خويش اودموس وشاگرد أرسطو پنداشتند . گويا يادداشتهاى پراكندهايست شنيده وسماع از درسى كه أرسطو املاء كرده وبر خوانده است . إسكندر واسكلپيوس وسوريانوس از گزارندگان هم آن را از وى دانند . دوتاى نخستين گفتهاند كه جاى آن هم اينجا نيست كه هست وپيش درآمدى است براي فيزيك . چون پيوستگى وريخت وسبك ان با نگارشهاى ديگر أرسطو بيگانگى ندارد ، ودليلي ارزنده هم نداريم كه از جايى كه هست برداريم ، وبسيار بجا هم هست كه أو پس از پيش درآمد تاريخي ( آلفاى بزرگ ) ديباچهء ديگرى هم بياورد كه در ان درستى دانش مبادى نخستين وعلتهاى پيشين را روشن سازد ؛ پس مىتوان گفت كه آن از وى هست ، چه در فصل دوم آن آمده است كه در فلسفهء نخستين از بود مبدء نخستين كاوش مىگردد تا تسلسل علتها پيش نيايد . پس از اين وپيش از اين در آن مطالبى ياد شده كه عمومى است وچندان سودى هم ندارد وبسيار هم گزيده است . در فصل يكم از فلسفه ودشواريهاى آن ودر سومى از روش آن بررسى شده است . گويا در سطر 24 و 25 فصل 10 آلفا كه در آن نمونه ونشانهاى از آپوريهاى بتا آمده است به فصل آلفاى كوچك اشارتى باشد . چنان كه راس ( 1 : 213 ) مىنويسد إسكندر واسكلپيوس چنين گفتهاند ، تريكو ( 1 : 105 ) مىگويد كه گويا از همين رو است كه آن را ميان آلفا وبتا گذاردهاند . ابن سينا در شفاء ( 8 : 2 ص 332 ) از الف كوچك ياد كرده ودر تفسير ابن رشد آن نخستين دفتر بشمار است ودر آغاز آن مىگويد كه چون اين دانش از حق وراست هر گونه كه باشد جستجو مىكند ، أرسطو در آلفاى كوچك از راه رسيدن به آن خواه دشوار باشد يا آسان كاوش كرده است ، چون همگان مىپذيرند كه ما را راهى بسوى حق هست ورسيدن به آن ممتنع نيست ، چون مادر بسيارى از جاها بدان